عبدالله مستوفى

434

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

نمايند . از تمام جرائد حتى خبرنگاران خارجى نماينده رفت . همگى اين وقايع را تصديق كردند ولى نمايندگان و روزنامه‌هاى توده با كمال وقاحت ، اين حقايق غيرقابل انكار را « صحنه‌سازى » اسم گذاشته ، و تا توانستند آقاى احمد قوام نخست‌وزير را مرتجع خواندند . راديو تبريز براى تلافى قتل اين حجة الاسلام دروغين كه بدست عامه صورت گرفته بود ، قتل چندين هزار نفر را وعده داده و ضجه مويهء فراوان كرد و اين ضايعهء اسلامى ( ؟ ) را جبران‌ناپذير پنداشته ، مدعى بود كه سرتاسر آذربايجان براى اين مرد كه مرده‌شور شياد كه خود را به لباس اهل علم درآورده بود عزادار است ! حتى كار بر راديو مسكو هم رسيد كه اين راديو هم ، بر قتل اين روحانى بىمثل و نظير ، تعزيه‌خوانى را سرداد و او را حجة الاسلام زنجان خواند . در ميان اهل ايران زنجانىها بديانت ، حتى بخوش‌باورى در چيزهائى كه بمذهب بسته شده است نيز معروفند . زنجانىها همان‌ها هستند كه تا بيست سال قبل اقاقيا و گوجه‌فرنگى را چون از بلاد غير مسلمان بايران آمده بود ، بباغ و مزرعهء خود راه نميدادند ، و اگر براى رفتن حج گذارشان از قفقاز مىافتاد ، از بقال موسولمان يومورته‌سى ( تخم‌مرغ مسلمانى ) ميخواستند . امروز هم اگر كسى از راه توهين بكفش يك آخوند كفشك بگويد او را نجس ميدانند . البته هنوز فجايعى كه اين مرده‌شور ملانما در زنجان مرتكب شده است ، نه من و نه جز من هيچكس خبر ندارد ولى ببينيد كه اين مرد در تظاهر بيدينى چقدر جلو رفته ، و مردم را عصبى كرده بوده است كه اين مردمان ساده و عوام بر سر او ريخته ، و بىپروا او را كشته ، و حتى ميخواسته‌اند مردهء او را بسوزانند كه اگر جلوگيرى نظامىهاى تازه‌وارد در كار نبود ، اين مرده‌شور سوزى هم صورت ميگرفت . فضولى براهگذرى گفت در اين خانه آش پخته‌اند ، راهگذر جواب گفت ، به من چه ؟ گفت يك كاسه هم براى تو كشيده‌اند ، گفت بتوچه ؟ آيا حيرت ندارد مسكويها كه ديانت را در كشور خويش منسوخ كرده‌اند ، در راديوى خود ، اينقدر بر اين ضايعهء اسلامى ( ! ) ضجه مويه برپا كنند ؟ ! به اين قماش انتشارات ، ولو گويندهء آن راديو مسكو هم باشد ، جز فضولى بين المللى هيچ اسمى نميتوان داد . زنجانىها در كار ديانت خود محتاج به دلسوز ، آن هم از مسكويها كه عقيده به هيچ مذهبى ندارند نيستند ! بارى ، زنجان و خمسه بدست نيروى دولتى تصرف و امن شد ، و فدائيان بلولئين رفتند . بعضى از آنها فرار كردند ، رئيس نيروى دولتى براى حفظ جان باقىماندهء آنها عده‌اى گماشت كه مثل مرده‌شور اردبيلى گرفتار انتقام مردم پدر كشته و خانمان برباد رفتهء زنجان نشوند . در تمام مراكز خمسه پستهاى نگهبانى و عده‌اى نيروى نظامى برقرار گرديد . مردم مرفه و خوشحال شدند . تلگرافات تشكر آنها بمقامات عاليه رسيد ، و اين